سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
اشعار و داستانهای عاشقانه
  •   داستان کلید
  • آن مرد کفش می‌پوشد. آن مرد اول جوراب می‌پوشد بعد کفش می‌پوشد. آن مرد اول کراوات‌اش را دوگِرِه می‌بندد بعد جوراب می‌پوشد. اما آن مرد باید اول با حوصله و سرِ صبر دکمه‌های پیراهنِ سفیدِ مایل به شیری‌اش را ببندد، پایینِ پیراهن را به‌دقت در شلوار فروکند و چروک‌ها را بگیرد، بعد کراوات‌اش را که روی سینه‌اش تاب‌تاب می‌خورد دوگِرِه می‌بندد. آن مرد کمربندش را محکم می‌کند، اما قبل از آن...

    باید شلوارش را که خوب اتو خورده، بپوشد. آن مرد قبل از آن‌که کفش بپوشد، جوراب بپوشد، کراوات‌اش را ببندد، دکمه‌های پیراهن‌اش را یکی‌یکی ببندد و پایینِ پیراهن را در شلوار فرو کند و چین‌هایش را به‌دقت بگیرد، باید خود را بار‌ها، چه در هنگامِ انجامِ این کار‌ها و چه بسیار قبل یا بسیار بعد در آینه برانداز کند. آن مرد باید برای رسیدن به مرحله? متعالیِ کفش‌پوشیدن از کنارِ دو اتاق، یکی رو به خیابان و یکی رو به حیاط، یک راهرو، دو درِ بسته، یکی درِ حمام و یکی هم احتمالا درِ دستشویی، و گوشه? زاویه‌دار و تا حدی مثلثی‌شکلِ ورودیِ اُپنِ آشپزخانه در انتهای راهرو بگذرد و تازه برسد به محوطه? حال که با پذیرایی یکی‌ست و لحظه‌یی خیره شود به نورِ کمرنگِ آفتاب که از پشتِ پرده? توریِ آبی‌رنگ افتاده روی مبل‌ها و عسلی‌ها و می‌زِ بلوطی‌رنگِ وسط و همه چیز را شبکه‌شبکه کرده، بعد دستگیره? دری را بچرخاند که به کریدور باز می‌شود، چند قدم بردارد، دست ببرد کفش‌هایش را از توی جاکفشی بردارد و جلوِ پایش جفت کند که بتواند راحت‌تر بپوشد. آن مرد چپ‌پاست پس طبیعتا اول کفشِ پای چپ را می‌پوشد، بعد کفشِ پای راست را. این‌جاست که در حالی‌که دولّا شده تا بندِ کفشاش را، نه زیاد محکم و نه زیاد شٌل، ببندد، در یکی از زوایای نیمی روشن نیمی تاریکِ ذهن‌اش کیفی قهوه‌یی‌رنگ را می‌بیند که آن‌جا، کنارِ تختی با یک روتختیِ مرتبِ آبی‌رنگ، در حالی‌که دسته‌اش به طرفِ چپ، چپ از دیدِ کسی که واردِ اتاقِ رو به حیاط می‌شود، به شکلِ مرموزی کج افتاده اما کاملا روی سطحِ فوقانیِ کیف ولو نشده و از این زاویه این‌طور پیداست که درش خوب بسته نشده و خطِ کم‌رمقِ نورِ غلتیده به اتاق درست از وسط‌اش می‌گذرد، انگار یکی زانو گرفته باشد به بغل، زانو گرفته و توی خودش گریه می‌کند. آن مرد دست می‌کند توی جیب‌اش تا دسته‌کلید را بیاورد بیرون و با یکی از کلید‌ها درِ ورودیِ آپارتمان را باز کند. بیرون‌آوردنِ دسته‌کلیدی به این بزرگی از جیب، آن هم برای مردِ چاقی که دوست دارد شلوارِ تنگ بپوشد، به این آسانی‌ها هم نیست. ممکن است دست تا مچ توی جیب برود و همان‌جا گیر کند و دیگر هیچوقت بیرون نیاید. کسی چه می‌داند؟ کدام مردِ عاقلی رضایت می‌دهد برای نجاتِ دست‌اش بزنند شلوارِ به‌دقت و وسواسی جانکاه و تحمل‌ناپذیر اتوخورده‌اش را با چاقو یا قیچی لت‌وپار کنند؟ اما آن مرد خوشبختانه می‌داند دست‌اش را با چه قوسی ببرد توی جیب‌اش که گیر نکند. دسته‌کلید، هرچند با کمی تأخیر اما سرانجام خیلی راحت، از جیب بیرون کشیده می‌شود و صدای جرینگ‌جرینگ‌اش در می‌آید. آن مرد مجبور است در حالی‌که پوست‌اش از جرینگ‌جرینگِ دسته‌کلید مورمور می‌شود کلیدِ ورودیِ آپارتمان را از می‌انِ آن‌همه کلید سوا کند و بعد که کلیدهای دیگر را به حالِ خودشان‌‌ رها کرد تا بیشتر تاب بخورند و جرینگ‌جرینگشان بیشتر شود، کلیدِ ورودیِ آپارتمان را بکند توی سوراخِ قفل و بچرخاند و پوست‌اش بیشتر و بیشتر مورمور شود. دستِ آن مرد وقتی کلید را توی قفل می‌چرخاند می‌لرزد که این چیزِ زیاد عجیبی نیست چون فقط دستِ آدم‌های کودن، وقتی کلید را توی قفلِ آپارتمانِ خودشان می‌چرخانند، نمی‌لرزد. آن مرد آن‌قدر‌ها هم که به نظر می‌آید کودن نیست. هرچند باورکردن‌اش سخت است. در باز می‌شود. مسیری که قبلا در جهتی دیگر طی شده بود در جهتِ عکس طی می‌شود. دستی نروماده‌گیِ قفلِ کیف را به هم فشار می‌دهد و کلیدهای رمز را به هم می‌ریزد. مسیر درست مثلِ بارِ اول طی می‌شود. جرینگ‌جرینگِ دسته‌کلید وقتی یکی از کلید‌هایش توی قفل سه دور می‌چرخد. پله‌ها: هشتاد و نه پله. کریدور‌ها. آسانسور خراب است. آن مرد پیش از آن‌که کفش بپوشد، پیش از هرکارِ دیگری، سرش را فرومی‌برد توی وان و مقاومت می‌کند مقاومت می‌کند مقاومت می‌کند مقاومت

    مـ

     قـ

     ا

     و

     مـ

     ت



  • نویسنده: پوریا(پنج شنبه 90/9/10 ساعت 2:18 عصر)

  • نظرات دیگران ( )


  •   لیست کل یادداشت های این وبلاگ
  • زندگی نامه یک دریافت کننده عضو
    برگِ دوم-پارههایی از رمان «دفتر خاطرات ثریا میم»
    برگِ اول-پارههایی از رمان «دفتر خاطرات ثریا میم» قسمت آخر
    پارههایی از رمان «دفتر خاطرات ثریا میم» قسمت اول
    داستان مسافر اتاق شماره 17
    داستان دونیمه(قسمت دوم)
    داستان دو نیمه(قسمت اول)
    داستان کلید
    یادی وحکاینی (قسمت دوم وآخر)
    یادی و حکایتی(قسمت اول)
    قسمت دوم داستان نیمه دوم
    داستان دونیمه(قسمت اول)
    نامه شهید عباس دوران به همسرش
    دانلود کتاب غروب جلال از سیمین دانشور
    دانلود کتاب مرگ در ونیز
    [همه عناوین(59)][عناوین آرشیوشده]
  •    RSS 

  •   خانه

  •   شناسنامه

  •   پست الکترونیک

  •  پارسی بلاگ



  • کل بازدید : 23152230
    بازدید امروز : 111
    بازدید دیروز : 310
  •   پیوندهای روزانه
  • n-4..swf - 38.5 Kb
    شعر و داستانهای عاشقانه [401]
    سیاسی ،اجتماعی [160]
    دانلود نرم افزار موبایل و غیره به صورت رایگان [217]
    [آرشیو(3)]


  •   فهرست موضوعی یادداشت ها

  • داستان[16] . داستان[2] . اتاق شماره 17,داستان,داستان عاشقانه,داستان اجتماعی,داستان زیبا . اهدای عضو.خاطرات یک دریافت کننده.اهدای عضو . خاطرات یه دریافت کننده عضو.اهدا کننده،دریافت کننده.خاطرات اهدا ک . خاطرات،دریافت کننده عضو.اهدا کننده.اهدای عضو.داستان اهدای عضو.خا . داستان ثریا میم,داستان ثریا م . داستان رنجیر عشق،عشق،داستان عاشقانه،داستان اجتماعی،داستان،داستان . داستان عاشقانه،داستان،داستان های اجتماعی،داستان های پندآموز . داستان غم انگیز،داستان،داستان یک دختر،داستان های غم انگیز . داستان لاستیک،داستان پنداموز،داستان زیبا،داستان عاشقانه . داستان,ثریا میم,داستان ثریا م,داستان ثریا . داستان,داستان عاشقانه,داستان اجتماعی,رمان . داستان,شعر,داستان اجتماعی,رمان,داستان های جالب, . داستان,مقاومت,عکس،کلید,پول,کارت اسکایپ,کارت ویزا,شارژ کش یو,پول، . داستان.گوره خر.کوره خر.داستان گوره خرها،خر ها،پوره،گوره،کوره خره . داستان،داستان عاشقانه،داستان اجتماعی . داستان،داستان کوتاه،داستان های قشنگ،داستان های آموزنده،داستان ها . داستان،داستان های عاشقانه،داستان های اجتماعی . داستان،نامه . دانلود کتاب سووشون،سووشون،سیممین دانشور . دو نیمه،نیمه،داستان دو نیمه،داستان،رمان . شهید عباس دوران،نامه به همسرم،نامه شهید عباس دوران . غروب های غریب.دانلود کتاب عاشقانه،کتاب غروب های غریب . مار،ماردرگلو،داستان،رمان،ماربازی،باری با مار،گلو،ماردر گلو،داستا . مرگ در ونیز،دانلود کتاب توماس مان،مرگ در ونیز،دانلود رایگان کتاب . نهایت عشق،داستان عاشقانه،داستان پندآموز،داستان عاشقانه . کتاب غروب جلال از سیمین دانشور،سیمین دانشور،دانلود کتاب غروب جلا .
  •   مطالب بایگانی شده

  • آرشیو داستان ها

  •   درباره من

  • اشعار و داستانهای عاشقانه
    پوریا

  •   لوگوی وبلاگ من

  • اشعار و داستانهای عاشقانه

  •   اشتراک در خبرنامه
  •  


  •  لینک دوستان من

  • سفیر دوستی
    .: شهر عشق :.
    شعر و داستانهای عاشقانه
    PARANDEYE 3 PA
    آرامش جاویدان در پرتو آموزه های اسلام
    مذهب عشق
    دهاتی
    دکتر علی حاجی ستوده
    برای سلامتی مهدی صلوات
    حاج آقا مسئلةٌ

    جوکستان ، اس ام اس ، جوک ، لطیفه ، طنز ،jok+sms

    ترانه سرا
    مرجع بازی های آنلاین
    جوک،عکس،SMS
    Free Links

  •  لوگوی دوستان من





































  •   اوقات شرعی
  • اوقات شرعی